هیچ چیز دوبار اتفاق نمی افتد
و اتفاق نخواهد افتاد. به همین دلیل
ناشی به دنیا آمده ایم
و خام خواهیم رفت.

حتا اگر کودن ترین شاگردِ مدرسه ی دنیا می بودیم
هیچ زمستانی یا تابستانی را تکرار نمی کردیم

هیچ روزی تکرار نمی شود
دوشب شبیه ِ هم نیست
دوبوسه یکی نیستند
نگاه قبلی مثل نگاه بعدی نیست

دیروز ، وقتی کسی در حضور من
اسم تو را بلند گفت
طوری شدم، که انگار گل رزی از پنجره ی باز
به اتاق افتاده باشد.

امروز که با همیم
رو به دیوار کردم
رز! رز چه شکلی است؟
آیا رز، گل است؟ شاید سنگ باشد

ای ساعت بد هنگام
چرا با ترس بی دلیل می آمیزی؟
هستی - پس باید سپری شوی
سپری می شوی- زیبایی در همین است

هر دو خندان ونیمه در آغوش هم
می کوشیم بتوانیم آشتی کنیم
هر چند باهم متفاوتیم
مثل دو قطره ی آب زلال...!



برگرفته از کتاب" آدم ها روی پل/ ویسلاوا شیمبورسکا / مترجم: مارک اسموژنسکی، شهرام شیدایی، چوکا چکاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۲ساعت 16:57  توسط   | 

بعضی از آدمها پر از مفهوم هستند 
پر از حس های خوبند 
پر از حرفهای نگفته اند 
چه هستند، هستند 
و چه نیستند، هستند 
یادشان 
خاطرشان 
حس های خوبشان 
آدمها 
بعضی هایشان 
سکوتشان هم پر از حرف هست 
پر از مرهم به هر زخم است

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۲ساعت 0:57  توسط   | 

پيرمرد قصه‌گو :
و انسان تنها نشسته بود، غرق در اندوهی فراوان. همه حيوانات دور او جمع شدند و گفتند: "ما دوست نداريم تو را اينگونه غمگين ببينيم. هر آرزویی داری بگو تا ما برآورده کنیم."
انسان گفت: "مي‌خواهم قدرت بینایی قوی داشته باشم."
كركس جواب داد: "بينايي من مال تو."
انسان گفت: "مي‌خواهم نیرومند باشم."
پلنگ گفت: "مانند من قدرتمند خواهي شد."
انسان گفت: "مي‌خواهم اسرار زمين را بدانم."
مار گفت: "نشانت خواهم داد."
و سپس تمام حيوانات هرچه داشتند به او دادند. وقتي انسان همه ی این هدایا را گرفت و رفت، جغد به بقيه حیوانات گفت: "انسان دیگر خيلي چيزها مي‌داند و قادر است كارهاي زيادي انجام دهد. من مي‌ترسم!"
گوزن گفت: "ولي انسان به هرآنچه میخواست رسید، ديگر غمگین نخواهد بود."
اما جغد جواب داد: "نه. حفره‌اي درون انسان ديدم. اشتیاق و حرصی عميق كه كسي را ياراي پر كردن آن نيست. اين همان چيزي است كه او را غمگين مي‌كند و مجبورش مي‌كند بخواهد. او آنقدر به خواستن ادامه مي‌دهد تا روزي هستي مي‌گويد: من تمام شده‌ام و ديگر چيزي ندارم پيشكشت كنم!"








آخرالزمان (apocalypto) - مل گيبسون

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 18:4  توسط   | 

معتقد شدن بسیار راحت‌تر از متفکر شدن است. از اين روست که تعداد معتقدان بسيار بيشتر از متفکران‌ است.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 1:1  توسط   | 



بودن تو
فقط نبودن تو نیست
نبودن خیلی چیزهاست
کلاه روی سرمان نمی‌ایستد
شعر نمی‌چسبد
پول در جیبمان دوام نمی‌آورد
نمک از نان رفته
خنکی از آب
ما بی‌تو فقیر شده‌ایم !


+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم فروردین ۱۳۹۲ساعت 11:0  توسط   | 

.....

و حالا کنار تو را طلب می کنم 

کنارتو را 

که برهنه تر از تخیل دریا وادمی ست 

کنار من ایمن است از اسم تو 



+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم فروردین ۱۳۹۲ساعت 22:57  توسط   | 

 

"عشق سالم"

انسان را "زیبا" می سازد

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم فروردین ۱۳۹۲ساعت 11:27  توسط   |