تو هميشه از همين فردا از همين يکی دو ساعتِ بیرويای پيشِرو میترسی میترسی از رفتن، از نيامدن میترسی از همين هوای ساکتِ بیمنظور، میترسی يک وقتی دستی بيايد روی سينهی باران بزند
کاسههای خالیِ اهلِ خانه را بشکند.
اصلا تو از شکستنِ بیدليلِ دريا میترسی!
+
نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر ۱۳۹۱ساعت 11:23  توسط
|
اشتباه تو سنگدلي بودو اشتباه من غرورو وقتي اين دو اشتباه به هم پيوستندمولود جهنمي اين دو ، جدايي بوداز هم جدا شويم يا نه ؟
من عشق خويش به تو را باز گفتهام
من آشتي خويش با تو را ، به تو باز گفتهام
من شوق خويش به تو را باز گفتهام
من بخشش خويش را نصيب تو كردهام
و هرگز پشيمان نيستم
چرا كه من جسم و روح خويش را براي تو انفاق كردهام
قبل از آنكه بخوابم
چهرهات را از ذهنم ، با هر آنچه از جادوي عقل ميدانم
و هر آنچه از قانونهاي اجتماعي ، بيرون ميفكنم
ولي عشق تو ساكن است در آن دالانهاي اعماق وجودم
همانجا كه از سلطه عقل بيرون است
عشق تو در درونم فزوني ميگيرد و ميپراكند و مرا ميشكافد
و بي اهميت به شناسنامههاي رسمي زاد و ولد ميكند
و اينگونه
اي نزديك به فريادهايم
اي دور از همهي عمر من
من عشق خويش به تو را باز گفتهام
من آشتي خويش با تو را ، به تو باز گفتهام
من بخشش خويش را نصيب تو كردهام
عليرغم همهي آنچه كه بود
و هر آنچه خواهد بود !
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم مهر ۱۳۹۱ساعت 18:36  توسط
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم مهر ۱۳۹۱ساعت 0:53  توسط
|
همه برام دست تکان دادند"اما کم بودند دستانی که تکانم دادند.دوست و دست بسیار است ولی"دست دوست اندک!!!
+
نوشته شده در جمعه بیست و یکم مهر ۱۳۹۱ساعت 13:41  توسط
|
_________________________کجاها برده ای من را که در رویا نمی گنجم چه با این لحظه ها کردی که در فردا نمی گنجم نگاه_ گرم و گیرایت یخم را وا کند جوری
که در هر هفت اقیانوس یا دریا نمی گنجم
نگو من دوستت دارم به شرطی که ، ولی ، اما
در این شرط و شروط و شاید و اما نمی گنجم
من اینک هم نشین_ ماه و با خورشید همسایه
تعجب هم ندارد توی این دنیا نمی گنجم
نجاتم داده چشمانت از آن تنهایی شب ها
و حالا با تو دیگر بین این تن/ها نمی گنجم
شبم از سایه ها پر بود و از دیوارها ، حالا
چو خورشیدم که هرگز در دل شبها نمی گنجم
در این دنیای ناباور تو جوری باورم کردی
که تو قاموس تنگ و تار باورها نمی گنجم
نه من من بوده ام با تو نه تو من بوده ای با من
و حالا در تو یا من یا شما یا ما نمی گنجم
رضاتوسلی
+
نوشته شده در دوشنبه هفدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 23:25  توسط
|
وقتـــــــــی
آدم یک نفر را دوســـــــــت داشته باشد بیشتر تنـــــــــهاست. چون نمیتواند به
هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد.
و اگر آن آدم کسی باشد که تو را
به سکوت تشویق میکند، تنهایی تو کامل میشود...!
سمفونی مردگان - عباس
معروفیپ.ن
برای تو فکر می کردم نیستی ولی هستی
ممنونم از بودنت
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم مهر ۱۳۹۱ساعت 0:38  توسط
|
فهرست سیاه ، فهرست قرمز ، فهرست بزرگ و جهانی وبِ گوگل
با موتور جستجوگرم گشتم و ویراژ دادم توی کوچه های تو در توی فیلترنت
توی فیس بوک عاقبت پیدات کردم
ادت کردم صد بار ، صد بار ایگنورم کردی
نه رمیدم ، نه گسستم
روی استاتوسم نوشتم
که تو صیادی و من آهوی دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا دنبالت گشتم
من همون آهوی دشتم
توی مای اسپیس ، توی لینک دِن ، دنبالت می گشتم
عکس پروفایلمو دادم بچه های خبرگزاری فارس فوتوشاپ کردنو خوشتیپ شدم
یه سری دری وری از تو فلیکر آپلود کردم رو آلبومم
با چرت و پرتای اوشو کپشن کردم تا آخر اکسپتم کردی
مث سایه تو کامینیتی ها دنبالت بودم
هر چی لینک می کردی ، لایک می کردم ، شِیر می کردم
ویدئوهای یوتیوب رو زیر اسمت تگ می کردم
بیوِنت و اینوایت می کردم
می زدم خودمو به در و به والم
گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم
من تو را چشم در راهم
اینقدر برات گیفت میفرستم تا بدونی هیچوقت از یادت نمی کاهم
نمی کاهم
نمی کاهم
ریلیشن شییپتو زدی ایز کامپلیکیتت
الان وقت شکار منه !!!
من دون ژوان دنیای مجازیم
اینقده پوکت میکنم که بیای رو اسکایپ با هم چت کنیم
برا من از هیت های وبلاگت نگو و ایرانین دات کام و بی بی سی
هر چی بکوبی من می رقصم از لینک های با مزه تا لینک های سیاسی
برا من هیچی مهم نیست نه جرس ، نه خودنویس
پینگلیش نوشتم توی بهنویس
آی عشق
آی عشق
آآآی ی ی عشق
چهره ی آبیت پیدا نیست
آی عشق آی عشق
فکر کنم هکت کردن !
رنگ آبی چهره ات پیدا نیست
پیدا نیست
پیدا نیست
قربون پیکسلات
+
نوشته شده در دوشنبه دهم مهر ۱۳۹۱ساعت 9:25  توسط
|
گاهی "دوست داشتن" پنهان بماند قشنگ تر است !دوست داشتن را باید کشف کرد ؛درک کرد ،و از آن لذت برد ...
+
نوشته شده در جمعه هفتم مهر ۱۳۹۱ساعت 1:54  توسط
|
مُجسمه
جدائی...
رفتن، ترک کردنِ رُمانتیک..... مُجسمه ساخته شده از بُرنز
اثر جورج لاندین، مجسمه سازِ معاصر آمریکائی،
ساخته شده در سال ۱۹۸۴
.
در حال حاضر در موزه هنری فضای باز در شهر گرین ویلیج ایالت
کُلورادو در آمریکا، نصب شده است

پ.ن
ادم ها بعد از جدایی موجودات حقیری می شوند
نامم را از لیست هایت پاک کنی ایا توانا یی فراموش کردن در ذهنت هم
داری ؟
پ.ن
دوستان همیشه همراه بخاطر فردی که کاملا بی شخصیت و روانی
که متاسفانه مدتی .....
در عالم هپروت سیر می کنه
و حرف حساب حالیش نمیشه مجبورم برخلاف میل باطنیم
با تایید بذارم شرمنده دعا کنید شرش کم بشه
+
نوشته شده در سه شنبه چهارم مهر ۱۳۹۱ساعت 17:26  توسط
|