من گرگ بیابان ولگردی هستم که در بین انسان ها گیر کرده ام ...
 دیگر نه کتاب و نه فرو رفتن در خویش و نه حادثه دیگر نمی توان
د توجه مرا به خود جلب کند ...
 نمی دانم چه شورواشتیاقی این مردم را به چنین
 دنیای الوده ی سرگرم می کند ...
 آن ها چگونه قدرت دارند از این موسیقی خفه کنند
ه که روح و جسم آدمی را بزنجیر می کشد لذت ببرند ... 
این ها در این نمایشگاه دنیا و در محافل علمی که خود 
را تشنه ی دانش می نامند و درمیدان های وسیع ورزش به
 دنبال چه چیز برسه می زنند و می رقصند
حقیقت این است که من ازاین لذت های خود جوراجور 
که مردم را به نام یک لذت ساختگی سرگرم داشته سر در نمی اورم ...
 این شادی ها و سرو صدا بقدر خردلی نمی تواند روح آشفته مرا که در
 دنیای تصورات دست وپا می زنم و راهی به
 هیچ جاندارم به خود مشغول دارد

گرگ بیابان

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۰ساعت 0:40  توسط   |