... رفتـــــــــــــــن مهـــــــــــــــم نیســـــــــــــــت هرگاه احساس کنی دوست داری پرواز کنی به این فکر باش که در کجا و چگونه فرود خواهی آمد...!

... مینا درباره سرنوشت توضیحاتی داد و گفت: میان زن و مرد دره عمیقی وجود دارد که هر دو آن را نمی فهمند . این جدایی میان کودکان آغاز می شود و مرزبندی ها نشان دهندهء این است که دو گونه آدمیزاد بر روی زمین وجود دارد; قوی و ضعیف.
از مینا پرسیدم: چگونه می توانم بدانم در کدامین جهت قرار دارم؟ پاسخ او سریع و خلاصه وار و واضح بود: اگر نمی توانی مکانی را که در آن به سر می بری رها کنی، همیشه ضعیف خواهی بود...!

... یاسمن می گفت: دیوارها ضروری نیستند.
حق با او بود زیرا حریم روستاها عبارت بود از باغ ها و کشتزارها. او به حریم نامریی اعتقاد داشت! اگر مرزها و موانع را بشناسیم حریم را به درون مان می بریم و آن را به صورت نامریی در می آوریم. زنان در بند حریم راه را یافته اند آن هنگام که به گفتگو می نشینن...!

... خواب دیدن و رویا تنها چیزی است که با نیروی آن می توان جهان را تغییر داد و از دیوارها و زندان ها بیرون رفت و در همان حال به انسان کمک می کند تا اصالتش را حفظ کند. اصالت و کرامت چیزی است که خواب پرقدرتی را باید ببینی تا جهانی را بنمایاند که در آن مقام و منزلت داشته باشی...!

... بزرگترها فکر می کنند ما کودکان از هیچ چیز آگاه نیستیم. آنها حتی نمی دانند که ما به ارزش زیبایی و عشق واقفیم.
ملیکه به من گفت: عشق یک مسئله ی آسان نیست. آن چه در عشق دشوار تر است نگهداشتن عاشق یا معشوق نیست بلکه محافظت از عشق است. زیرا طرف مقابل با دو بال به سوی تو می آید و همیشه آماده ی پرواز است...!


زنان بر بال های رویا / فاطیما مرنیسی / مترجم: حیدر شجاعی

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اسفند ۱۳۹۰ساعت 14:45  توسط   |