... صاحب عکس فوق،
گــــــــــــــــم شده است
رفته از خانه و نیامده است
مادرش گریه می کند شب و روز
صاحب عکس فوق
چشمهایش درشت
دستهایش همیشه مشت
صاحب عکس فوق، با خونش
روی آسفالت می کشد فریاد
سینه اش باغ لاله های غریب
صاحب عکس فوق
در خیابان آرزو جان داد
می روم پیش مادرش امروز
تا بگویم :
- صاحب عکس فوق من هستم ...!

گمشده/ هفدهم 
***

... هرچه بیشتر می گریزم
به تو نزدیکتر می شوم
هر چه رو برمی گردانم
تو را بیشتر می بینم
جزیره ای هستم
در آب های شیدایی
از همه سو
به تو محدودم.
هزار و یک آینه
تصویرت را می چرخانند
از تو آغــــــــاز می شوم
در تو پایــــــــان می گیرم ...!


گزیده اشعار / عمران صلاحی

+ نوشته شده در  شنبه بیستم اسفند ۱۳۹۰ساعت 22:12  توسط   |