خودم را پست کنم به آغوشت
می ترسم
می ترسم از آلزایمر،از پیری و خیابانی که یک روز پارک خواهد شد
نامهای بدونِ تمبرم
که به هیچ کجا برگشت نمیخورم
دکمههای پالتو ات را باز کن
می خواهم لابلای سینه ات بایگانی شوم!
RSS